NAJAF, Iraq — While the Bush administration works to stop Iran from meddling in Iraq, Iranian air-conditioners fill Iraqi appliance stores, Iranian tomatoes ripen on the windowsills of kitchens here and legions of white Iranian-made Peugeots sit in Iraqi driveways.
Some Iraqi cities, including
The economies of
After the two countries fought a devastating war from 1980 to 1988, Saddam Hussein maintained tight control over cross-border trade, but commerce has exploded since the American-led invasion of 2003.
Much of the money is heading in one direction, though:
“What is happening in
Iraqi leaders from the Shiite bloc currently in power say political and economic ties with
“If the Shiites do not feel protected, if they feel what they’ve achieved can’t be maintained, much of the leadership will have to work with Iran,” said Sami al-Askari, a Shiite legislator who advises Prime Minister Nuri Kamal al-Maliki, himself a religious Shiite with close ties to Iran. “The Arabs and the Americans are saying
According to one commonly cited statistic, trade between
Statistics from the American Embassy’s economic section show that
Hoshyar Zebari, the Iraqi foreign minister, who is a Kurd, said that provincial governments had been making their own commercial deals with Iranian interests, but that lately he had started ordering them to go through the Foreign Ministry.
“We have a number of agreements with
Here in the Shiite religious heartland in the south, Iraqis have profited handsomely from the new economic ties with
The headquarters here of revered Shiite clerics like Grand Ayatollah Ali al-Sistani collect enormous dues from satellite offices in
The Iranian government gives Najaf $20 million a year to build and improve tourist facilities for pilgrims, said Asaad Abu Galal, the governor of Najaf. Mr. Abu Galal, a member of the Supreme Council for the Islamic Revolution in
Provincial tourism officials estimate that more than 22,000 Iranian pilgrims visit Najaf each month and that at least 10,000 travel to
Officials would like to see more, but they say many are being held back by visa restrictions and security concerns. “We must increase the number of pilgrims,” Mr. Abu Galal said.
The close ties with
“The Americans don’t want to bring Iranians to Najaf,” Mr. Abu Galal said. “The Americans want to control the sky.”
A senior American official in
Tensions between the
But the senior American official said the growth in trade between
Speaking of
Border cities have turned to
Halabja, a Kurdish city, has spent $1.8 million to develop the infrastructure to import electricity from
Iranian goods have proliferated throughout
In downtown
The blue-and-white air-conditioners use a water-cooling technology and can run on generator power, making them popular with electricity-starved Iraqis. They cost $60 to $140 and came on the market only after the fall of Mr. Hussein.
Mahmoud Abu Amir, the owner of a shop called Diamond of the Gulf, sat at his desk sipping chai, a spiced tea, one afternoon as men unloaded Iranian air-conditioners from a truck. Mr. Abu Amir said he had more than 2,000 in stock. “The transportation fees from
Books published in
“The books are cheaper than before,” said Shayma Said, 29, as she handed over a 10,000-dinar note — about $8 — to Mr. Salman to pay for a hardcover Iranian-printed book on the teachings of the Prophet Muhammad. “I want to buy the three other books in this collection when I save up enough money.”
Facing a severe shortage of doctors, because so many have fled the country, Iraqis increasingly look to
A resident of
Afterward, they made a pilgrimage to
“We have friends who went there and had successful operations, and that encouraged us to go there,” said Afrah, 47, allowing only her first name to be printed because of security concerns. “We were very comfortable. There were so many Iraqis there.”
به رغم نقش محوری استادان و فیزیکدانان ایرانی در شکلگیری پروژه شتابگر«سینکروترون» خاورمیانه و مشارکت فعالانه آنها در بخشهای مختلف علمی، فنی و آموزشی این طرح که از مهمترین طرحهای همکاری علمی بینالمللی در منطقه است، در پی عدم عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در این طرح و عدم پرداخت بدهیهای معوقه ایران به دلیل عدم تصویب آن در مجلس شورای اسلامی علیرغم تصویب آن در کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم و گذشت سالها از فعالیت مجلس هفتم، رییس سزامی طی نامهای به نماینده ایران در پروژه از پایان صبر اعضا برای عضویت ایران در پروژه و محرومیت محققان ایرانی از برنامههای علمی و آموزشی سزامی خبر داد.
به گزارش خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، طرح SESAME ( طرح استفاده از تابش سینکروترون برای علوم و کاربردهای تجربی در خاورمیانه) به تاسیس یک مرکز بین المللی تابش «سینکروترون» در خاورمیانه مربوط میشود که از چند سال قبل با نظارت سازمان یونسکو آغاز شد.
در این طرح که با مشارکت 11 کشور منطقه اجرا میشود، قرار است با بهینهسازی یک دستگاه «سینکروترون» (شتاب دهنده الکترون) مستعمل، نخستین شتابدهنده خاورمیانه برای استفاده دانشمندان کشورهای منطقه طی چند سال آینده در نزدیکی شهر امان - پایتخت اردن - به بهرهبرداری برسد.
دستگاه سینکروترون الکترونها را با سرعت نور به حرکت درمیآورد که پرتو نوری که از آنها ساطع میشود زمینه بررسی ذرات بنیادی را فراهم میکند.
از این پرتو علاوه بر تحقیقات بنیادی در پژوهش های کاربردی محیط زیست، شیمی، فیزیک، دارو سازی، زمین شناسی، زیست شناسی، نانومکانیک و حتی در بخش های مختلف پزشکی نظیر آنژیوگرافی استفاده میشود.
دانشمندان ایرانی علاوه بر نقش عمدهای که در شکلگیری «سزامی» ایفا کردهاند، مشارکت فعالی در بخشهای مختلف علمی، فنی و آموزشی این پروژه داشتهاند، با این حال عدم عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در این طرح که ماههاست در انتظار تصویب مجلس شورای اسلامی است، تخصیص اعتبارات لازم برای پرداخت بدهیهای معوقه ایران در این طرح و فعالیتهای اجرایی در این راستا را با مشکلات و موانعی مواجه کرده است.
این مساله بهانهای به دست برخی کشورها داده که برای لغو عضویت ایران در این پروژه علمی بینالمللی تلاش کنند.
از جمله این اقدامات تلاشهای خصمانه نماینده رژیم صهیونیستی در جلسات سزامی برای تعیین ضربالعجل و لغو عضویت ایران در این طرح و اقدام غیر علمی و غیرقابل توجیه دولت مصر در عدم صدور روادید و جلوگیری از حضور دانشمندان و پژوهشگران ایرانی در نشست علمی آذرماه «سزامی» در آن کشور است.
وزیر علوم:
ایران مشکلی برای عضویت در سزامی ندارد
دکتر زاهدی، وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری در پی بروز مشکلات اخیر در عضویت ایران در سزامی در گفتوگو با خبرنگار «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: ایران مشکلی در خصوص عضویت در سزامی ندارد و مشکل در این است که کشورهای دیگر از جمله غربی ها، فشار وارد کردهاند که حضور ایران کمرنگ شود.
وی افزود: به صورت رسمی به سازمان ملل و یونسکو اعتراض کردیم و حتی طی نامهای به وزرای علوم کشورهای عضو سزامی به محدودیتهایی که اخیرا برای حضور برخی از دانشمندان ایرانی ایجاد شده معترض شدیم.
وزیر علوم خاطر نشان کرد: این که طرح در انتظار تصویب مجلس شورای اسلامی است در خصوص بدهیها و مسائل مالی ایران در رابطه با پروژه است که از نظر ایران به طور تعیین مشکلی وجود ندارد و پیگیری میشود.
پیگیری وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری در اعتراض به محدودیتها و تلاشها برای لغو عضویت در سزامی قابل تقدیر است اما این سوال باقی میماند که چرا باید به دلیل عدم پیگیری و حساسیت به موقع و قبل از طرح ضربالاجلها و فشار دیگر اعضای سزامی برای الحاق رسمی ایران به این پروژه و پرداخت حق عضویت و بدهیهای معوقه ایران به سزامی، مشکل به مرحلهای برسد که وزیر علوم ایران - به عنوان کشوری که از لحاظ علمی و پیگیریهای جهانی نقش مهمی در شکلگیری پروژه سزامی داشته و نمایندگان ایران سالها ریاست کمیته آموزش سزامی را عهدهدار بودهاند - ناگزیر از نامهنگاری و درخواست از وزرای علوم کشورهای منطقه شود که اکثریت قریب به اتفاق آنها از لحاظ شاخصهای علمی دررتبههای بسیار پایینتری از ایران قرار دارند؟
چرا باید نمایندگان ایران در سزامی که عمدتا از دانشمندان و چهرههای علمی شناخته شده در سطح بینالمللی بوده و به هر حال نمایندگان دولت و جامعه علمی ایران شناخته میشوند، این گونه در سطح کشورهای منطقه با تهدید و محرومیت مواجه شده و ناچار باشند مکررا برای جلوگیری از اخراج ایران از این طرح بینالمللی تقاضای مهلت کنند؟
نماینده ایران در سزامی:
اقدامات کاغذی وزیرعلوم بلاتکلیف مانده است
اگر مشکلی نبود الان ما هم عضو سزامی بودیم!
دکتر جواد رحیقی، عضو هیات علمی سازمان انرژی اتمی ایران و نماینده ایران در شورای «سزامی» در گفتوگو با خبرنگار «پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با ابراز گلایه از وزیر علوم و معاون پژوهشی وزیر علوم در عدم توجه کافی به درخواستها و تذکرات مطرح شده در پیگیری الحاق هر چه سریعتر ایران به سزامی اظهار داشت: طی روزهای گذشته ایمیلی مبنی بر پایان مهلت ایران برای عضویت رسمی در سزامی از سوی رییس طرح سزامی - هرویک شاپر - دریافت کردم که به مفهوم این است که ایران در شرف اخراج از سزامی قرار دارد.
وی خاطرنشان کرد: در صورت عدم انجام اقدامی عاجل از سوی ایران یکی از موضوعات جلسه بعدی شورای سزامی که در ژوئن یا ژوئیه 2007 با حضور نماینده ایران در آژانس انرژی اتمی، من و دکتر منصوری در وین برگزار میشود اعلام رسمی اخراج ایران خواهد بود.
رحیقی خاطرنشان کرد: آژانس انرژی اتمی بودجهای چند صد هزار دلاری را صرف آموزش افراد عضو سزامی در مراکز مختلف تحقیقاتی و آزمایشگاهی میکند که در اختیار پروژه قرار میگیرد اما ایران به دلیل عدم عضویت دیگر نمیتواند از این بودجه استفاده کند و این محدودیت نظیر چیزی است که در خصوص عدم ارائه ویزا به دانشمندان ایرانی در مصر رخ داد.
دکتر رحیقی با بیان این که عضویت ایران در سزامی بیش از دو سال در پردهای از ابهام بوده است به ایسنا گفت: این امر از جمله فرصتهای باارزشی است که از دانشمندان و محققان ایرانی سلب میشود.
وی با اشاره به نامههای متعدد ارسال شده برای وزیر علوم در این زمینه اظهار داشت: آخرین نامه حدود دو هفته پیش از سوی تمامی اعضای کمیته سزامی ایران به وزیر علوم ارسال شده که متاسفانه هنوز پاسخی از وزیر دریافت نکردهایم. همچنین با وجود درخواست ملاقات با معاون پژوهشی وزیر علوم در طول چهارماه گذشته این درخواست محقق نشده است.
دکتر رحیقی با اشاره به اظهارات اخیر وزیر علوم در گفتوگو با ایسنا خاطر نشان کرد: انگار وزیر علوم نسبت به این پروژه بی اطلاع است چون اگر مشکلی نبود الان ما عضو سزامی بودیم!
وی ابراز عقیده کرد: اقداماتی که از سوی وزارت علوم انجام شده تنها روی کاغذ بوده و پیگیری نمیشوند و بلاتکلیف ماندهاند.
دکتر رحیقی اظهار کرد: دولت باید با اعلام پیش بینی هزینه مورد نیاز پروژه در بودجه خود از مجلس درخواست تسهیل طرح بکند و در آن صورت مجلس تصویب میکند که این پول میتواند به این پروژه بین المللی اختصاص یابد.
وی در بیان میزان بدهکاری ایران به پروژه سزامی اظهار کرد: در ابتدا پروژه زیر نظر سازمان یونسکو انجام میشد که تا آن زمان تمامی بدهکاریها پرداخت شد، اما وقتی پروژه به صورت مستقل درآمد پرداخت حق عضویت به تصویب مجلس نیازمند بوده و از سال 2004 تا 2007 مبلغ 350 هزار دلار به این پروژه بدهکاریم که تاکنون پرداخت نشده است.
رییس کمیته آموزش سزامی در پایان با ابراز امیدواری به این که با توجه و پیگیری مسئولان ذیربط، طی دو، سه ماه باقی مانده امکان عضویت رسمی ایران در طرح سزامی و بهرهمندی کشور از فرصتهای حاصل از بهرهگیری از دستگاه سینکروترون در بخشهای مختلف علمی صنعتی و پزشکی فراهم شود به ایسنا گفت: با توجه به شرایط کنونی که قدرتهای غربی اقدامات خصمانه خود را به اعمال محدودیتها و تحریمهای تازه در پیشبرد فعالیتهای علمی ایران معطوف کردهاند عضویت رسمی ایران در سزامی و کسب سهمی درخور در برنامههای آن میتواند نقش مهمی در ارتقای جایگاه و اعتبار علمی ایران در منطقه و جهان داشته باشد.
به نقل از اعتمادملی روز پنجشنبه ٬ نوشته شده توسط دکتر احمد صدری*:
فیلم 300 را در سالنی خوابزده در حومه شیکاگو دیدم. زنی که در پشت من نشسته بود به شوهرش گفت: فکر نکنم از این فیلم خوشم بیاید چون به نظر خیلی خشن میآید. آنها که تنها به این علت به تماشای فیلم آمده بودند، به قدر کفایت از خشونت دیجیتالی لذت بردند و پیشبینیهای تاریک دیگری هم در کار بود. ساعتها قبل از این که فیلم به عموم عرضه شود یعنی در صبح جمعه هشتم مارس عریضه اینترنتی با امضای بیش از دههزار ایرانی در اعتراض به فیلم دریافت کردم. بهت امضاکنندگان از این بود که هویت ایرانی آنها نیز میتواند به همان اندازه هویت اسلامیشان، سبعانه مورد حمله قرار گیرد.
البته من این عریضه را امضا نکردم. از هر چه بگذریم، این یک فیلم است از کارگردانی که آخرین شاهکارش بازسازی فیلم وحشتناک <فجر مردگان> بوده. مورد اعتراض اموری مانند تهدید به جنگ پیشگیرانه است و نه فیلمهای فانتزی، حتی وقتی این فیلمها بر طبل جنگ افروزی میکوبند. به نظر من فیلم 300 از دیگ خشم جوشانی که بعد از شش سال از آن سه شنبه خونین در سپتامبر 2000 در آمریکا میجوشد و سر میرود، عمیقاً نوشیده است. بعد از دو حمله و یک تریلیون دلار دود شده و بیش از 3000 نفر تلفات آمریکایی هنوز جایی در روان آمریکا خشمی آشیلی میجوشد. فیلم 300 این نیاز به لافزنی و گزافگویی وناسزا به <اقوام مهاجم آسیایی> را پاسخ میدهد: <بیارید آنچه دارید و مردی و زور، شما... شما، سیاهان و همجنس بازان و زن سانان و ترسوهای منحرف> .<دوستان شما گوژپشتان و غولهای ناقصالخلقه و کوتولهها و جادوگران و خواجهها و دژخیمانند.> بروید به جهنم، شما و آن <عرفان و استبدادتان.>
هیچ کس انتظار دقت تاریخی از فیلمی که بر اساس یک رمان مصور ساخته شده ندارد. اما استفاده از صور باسمهای (استریوتایپها) نژادی و جنسی برای تقبیح بیگانگان جبهه جدیدی را میگشاید. در فیلم 300 <گارد جاویدان> سپاهیان ایرانی در زیر ماسکهای شیطانیشان حیواناتی سبع و غرندهاند و شاهشان وحشی برهنه ای است با ابروهای تراشیده و غرق درجواهرات. ولی از این مهمتر ایرانیان (غیر از سیاهی لشکرانی که تا چشمهایشان در برقعهای مردانه بستهبندی شدهاند) اغلب سیاهپوست و به قرینه رفتار و منش همجنس باز تصویر شدهاند. حتی با اغماض فراوان و توجه به ژانر و وسیله پیام (یعنی فیلم فانتزی و هیجان انگیزهالیوودی) نیز جسارت <زک اسنایدر > (کارگردان) در دیوسان نشان دادن قوم مهاجم آسیایی و تبدیل جنگجوی اسپارتی به نوعی آمریکایی دست راستی سفیدپوست <بقا طلب> قابل توجه است. اسپارتیهای اسنایدر گروهی سفید پوستند که با دریایی از اقوام سیاه و قهوهای و زرد میجنگند. آنها به نهایت ًَ به بزرگان منتخب خود (افورها) مظنون اند و آنها را به شکل لامذهبانی مجذوم و سیاستمدارانی خائن تصور میکنند.
اسپارتیان واقعی درست بر خلاف این بودند. آنها نوخطان (افیبها) را میپسندیدند ، در حد خرافه گری مذهبی و در برابر نظام تودرتوی سیاسی خود کاملاً مطیع بودند. البته اسپارتیان با غیرت تمام از آزادی خود دفاع میکردند ولی آنها پشیزی برای آزادی یونان ارزش قائل نبودند. اگر دولت شهر اسپارت خود را به سربازخانهای خشن تبدیل کرده بود این نه برای دفاع از آزادی یونان بلکه برای سلب آزادی همسایگان یونانی خود (ایالت مسنیا) و تبدیل آنها به خیل عظیمی از بردگان بود. مراسم گذر یک جوان اسپارتی به دوران مردی آنچنان که در فیلم 300 نشان داده شده، مقابله با گرگی خونآشام نبود. اثبات مردانگی یک جنگجوی اسپارتی در این بود که در کمین یک رعیت بیچاره <مسنی> بنشیند و او را بیرحمانه بکشد. این گونه بود که اسپارت تعلیم خشن سربازخانه را به جهان تقدیم کرد و این گونه بود که اسپارت تروریسم دولتی را اختراع کرد. درست است که ماشین جنگی بسیار کارای اسپارت با شجاعت تمام در تنگه ترموپولی در برابر سپاه ایران ایستاد و تا آخرین قطره خون خود از آن دفاع کرد. ولی این هم درست است که اسپارتیان چند دهه بعد طلای جانشین همان پادشاه را گرفتند تا بر قومی دیگر از یونانیان (اینبار شهروندان آتن) در سالهای نهایی جنگهای پلوپونز چیره شوند.
ولی مهمترین فرق بین یونانیان واقعی و صورت مسخ شده آنان در فیلم 300 این است که یونانیان هرگز به این حد نژادپرست نبودند. کلمه <بربر> که به غیریونانیان دلالت میکرد بیشتر جنبه فرهنگی داشت تا نژادی. فیلسوف و جنگنده مزدور همین دوران، گزنفون، کورش شاه ایران را تحسین میکرد و کتابی در مورد برتری آموزش ایرانی به یونانی نوشت. هرودت تاریخنگار دو حمله ایران به یونان توسط داریوش 492 ق م و خشایار 480 ق م هرگز آنان را به بهیمیت تقلیل نداد. داستان هرودت از علل حمله خشایار به یونان (بویژه داستان خوابهای خشایار که در آن فرشتهای او را به حمله به یونان ترغیب میکند) مانند تراژدیهای یونانی است که در آن خدایان قهرمان داستان را به عمد میفریبند تا او را به جرم غرور خود مجازات کنند. تصویر هرودت از خشایار شاه را مقایسه کنید با وحشی زن مانند و غرق در جواهر فیلم اسنایدر: <در میان همه سپاهیان (پنج میلیونی) هیچ یک نبود که در خوشی چهره و تناسب اندام بیش از او سزاوار رهبری چنین لشگری باشد.> تنها یک دهه بعد از آخرین نبرد ایران و یونان در صحرای پلاتیا، نمایشنامهنویس برتر یونان اسکالوس** نمایشنامه <ایرانیان> را نوشت. این اثری حماسی در نعت پیروزی بر ایرانیان در ماراتن و ترموپولی، سالامیس و پلاتیا و یا مرثیه شهیدان یونانی آن جنگها نبود. موضوع این نمایشنامه تراژدی ایرانیان بود. محل آن شوش و قهرمانان آن خشایار شاه و مادر شاه، آتوسا و روح داریوش شاه بودند. این نمایشنامه ایران و یونان را <خواهرانی از یک نژاد و بینقص در زیبایی و شرف> میخواند. و یونانیان در آمفی تئاترهای خود نه بر مصایب قهرمانانشان بلکه به تراژدی خشایار گریستند. یک قرن و نیم بعد وقتی که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد و تختجمشید را به آتش کشید ایرانیان مقابله به مثل کردند. آنها ترجیح دادند که اسکندر را نه به مثابه یک خرابکار بلکه در ردای پیامبری به یاد بیاورند که در جستوجوی دانش و حیات جاودان سرزمینشان را درنوردید.
جهان ما با پشت کردن بههالیوود میتواند درس مهمی از جنگ بین امپراتوری ایران و اتحاد دولتشهرهای یونان در دو و نیم هزاره قبل بیاموزد: میتوانیم با غیرت در برابر دشمنی سترگ قد برافرازیم و با آن مردانه نبرد کنیم بدون این که آنرا قومی منحط از بهایم مادون انسان تصور کنیم.
* استاد جامعهشناسی و صاحب کرسی مطالعات جهان اسلام، دانشگاه لیک فورست، شیکاگو
** در روزنامه اعتماد ملی در اینجا نام آشیل در داخل پرانتز آمده است. جناب آقای دکتر صدری با ارسال نامه ای این اشتباه چاپی را اصلاح فرموده اند و نوشته اند: " نمایشنامه نویسی بنام آشیل در یونان وجود نداشته. میدانم که در اثر عدم آشنائی برخی در ایران اسکلوس را با آشیل اشتباه میکنند و حتی در کتب درسی نام این نمایشنامه نویس را آشیل مینویسند. ولی من که چند دوره ادبیات یونان را درس داده ام و در مجموع یکسال را در آن کشور گذرانیده ام نباید قاعدتاَ چنین اشتباهی بکنم! "